خوشا به حال آنان که با شهادت رفتند! خوشا به حال آنانکه که در این قافله نور جان و سر باختند! خوشا به حال آنانکه این گوهرها را در دامن خود پروراندند.امام خمینی(ره)
بار خدايا توانائيم ده تا در اين جبهه ها تزكيه شوم و بوسيله اين تزكيه به تو نزديك گردم.شهيد غلامرضا حسين پور
 
 

پیوندها

 
 

 
سردار شهید حمید رجبی مقدم PDF  | چاپ |  نامه الکترونیک
امتیاز کاربر: / 3
بدخوب 
نوشته شده توسط گروه بصائر   
چهارشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۰۶:۲۸

 

 نام پدر: محمد حسن

تاریخ تولد:19/2/1337

تاریخ شهادت:10/8/1361

محل شهادت: عین خوش -عملیات محرم

یگان اعزامی: سپاه 

وضعیت تأهل: متأهل

alt
  

حمید رجبی مقدم در سال 1337 در کهنه بازار انزلی متولد شد . خانواده اش مذهبی و پر جمعیت بودند . حمید پسر پنجم بود و 6 برادر و یک خواهر داشت .

سالهای راهنمایی را در مدرسه بزرگمهر گذراند و فعالیتهای مذهبی و مبارزاتی خود را از همان سالها آغاز کرد.از اینرو با حضور بیشتر در مجالس سخنرانی روحانیونی که به شهر دعوت می شدند و مطالعه کتب اسلامی و آشنایی با جوانان مذهبی شهر بر آگاهای و اطلاعات مذهبی خود افزودو با معارف انسان ساز اسلام آشنا شد.با تأسیس مؤسه ولیعصر (عج) به فراگیری احکام اسلامی پرداخت اما سازمان امنیت شاه مانع از تشکیل این کلاس ها شد بنابراین به پیشنهاد حمید این کلاس ها و جلسات در مساجد ،منازل یا جنگل های طالش برگزار شد .

با خروش مقدس امام بزرگوار(ره) وی به همراه سردمداران انقلاب انزلی اقدام به چاپ و تکثیر اعلامیه های مراجع و توزیع نوارهای سخنرانی بیدارکننده روحانیون و پخش کتب اسلامی ممنوعه نمود .

در سال 1356 برا ی کمک و همچنین گسترده کردن فعالیتهایش وارد پرورشگاه شد . بعد از پیروزی انقلاب در سال 1357 وارد کمیته انقلاب اسلامی شد و در ابعاد نظامی و فرهنگی وتبلیغی فعالیت های چشمگیری انجام داد.

با تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با سپاه همکاری نمود و بعد از گذراندن 6 ماه دوره آموزش عالی فرماندهی در تهران به سمت جانشینی فرماندهی سپاه انزلی - فرمانده عملیات - منصوب شد . 

شهید رجبی مقدم در سازماندهی سپاه رضوانشهر ، آبکنار و چوکا نقش اساسی داشت .

 در 16 آبان سال 1359 با خانم سکینه سهراب نیا که به پرورشگاه برای کمک به بی سرپرستان رفت و آمد می کرد، آشنا شد و ازدواج کرد .

 سپس سپاه جنگل را تشکیل داد که مسؤلیت آن به عهده رجبی گذاشته شد او هم بسیار متعهدانه عمل نمود و طی 6 ماه جنگلهای چوکا و اطراف را از لوث وجود منافقین پاکسازی کرد .

 با شروع جنگ تحمیلی علی رغم اشتیاق شدید ، به خاطر نیاز سپاه به فرماندهی ایشان ، اجازه رفتن به جبهه را نگرفت و بار اول که بدون اجازه رسمی قصد رفتن کرد ،از مازندران بازگردانده شد . دفعه دوم با اصرار زیاد اجازه بازدید از مناطق را گرفت .وقتی برای گذراندن دوره آموزشی نیروها را به اردوگاه رامسر بردند ،حین تمرینهای ورزشی پای ایشان شکست و 2 ماه در گچ بود و باز هم از رفتن باز ماند.در همین 2ماه دخترش سمانه در تیر ماه سال 61 متولد شد .

 بعد از باز کردن گچ پا ، شهید بلافاصله به جبهه رفت و بعد از 40 روز برای یک مرخصی 3 روزه به شهر برگشت .

کسی نمی دانست این سه روز آخرین فرصت دیدار پدر با دختر 2 ماهه اش است .  20 روز بعد در 10 آبان 1361 در عملیات محرم ،در منطقه عین خوش با رمز یازینب(س) شهد شهادت را نوشید . دومین سالگرد ازدواج شهید حمید رجبی مقدم ، روز تشیع پیکر مطهرش بود .

روحش شاد و راهش پر رهرو باد .